كاش مي شد سكوت غريبانه نيلوفرهاي اسير مرداب را معنا كرد !!
atena
|
|
![]() |
![]() |
|
| ** تا توبیایی در حوالی سکوت پرسه می زنم ** |
|
دلم براي تنهائي مي سوزد !
دلم براي تنهائي مي سوزد چرا هيچ كس او را دوست ندارد مگر او چه گناهي كرده كه تنها شده جرم تنهائي چيست كه هيچ كس او را نمي خواهد ديشب تنهائي از اتاقم گذشت دنبالش دويدم ولي او رفته بود تنهاي تنها نيمه شب مرده او را كنار حوض خانه پيدا كردم از گريه چشمانش قرمز قرمز بود برايش گريستم آخر او از تنهائي مرده بود تنهائي مرد و من تنهاتر شدم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 2:9 توسط ** Atena ** |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
از دلتنگيهايم كه چون شبي بي پايان است چه بگويم؟....اي اميد من بيا و جادوي سكوت را بشكن. تو را به آواي باران قسم،با اولين طلوع خورشيد بيا !....
|
| وبلاگ دوستان |
|
هر کی عاشقه بیاد! مجتبی سکوت عاشق همیشه تنها انـگلیـسی، یـعـنی ایـن !!! آرشيو پيوندهاي روزانه |
آمار بازديدکنندگان
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:
|
RSS
|