كاش مي شد سكوت غريبانه نيلوفرهاي اسير مرداب را معنا كرد !!
atena
|
|
![]() |
![]() |
|
| ** تا توبیایی در حوالی سکوت پرسه می زنم ** |
|
تلخی شبی را که با ما وداع کردی هنوز در مذاق جانم تکرار می شود تو رفتی و پنداشتی رشته الفت مرا بریدی ، دیگر نیاز نداری در کنارمان باشی،اما نمی دانی که تنها نمیروی!خیال مرا با خود می بری،خیالم به هر کجا که باشد اوج می گیرد و سوی تو می آید . ذهنم را غبار غم گرفته،تمام لحظاتم را بیاد تو هستم بیاد روزهایی که با امید به زندگی لبخند می زدی،دل آزرده به هر کجا می نگرم ترا می بینم که با من سخن می گویی،شاید صدای مرا بشنوی! دل بیتاب من معنی شکیبایی نمیداند،زیرا که مظهر لطف و محبت خود یعنی تو،هستی مهربانم را از دست داده!.. دونستن این موضوع که تمام رنجها و تنهایی هات تمام شده ، تحملش رو آسون تر می کنه اما
كهنه فروش داد ميزنه : چراغ شكسته ميخريم كفشاي پاره ميخريم اسباب كهنه ميخريم بي اختيار دادميزنم : كهنه فروش قلب شكسته ميخري
عشق مثل شاهپرک ميمونه اگه ولش کني ميره ولي اکه محکم بگيريش ..... ميميره
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 15:23 توسط ** Atena ** |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
از دلتنگيهايم كه چون شبي بي پايان است چه بگويم؟....اي اميد من بيا و جادوي سكوت را بشكن. تو را به آواي باران قسم،با اولين طلوع خورشيد بيا !....
|
| وبلاگ دوستان |
|
هر کی عاشقه بیاد! مجتبی سکوت عاشق همیشه تنها انـگلیـسی، یـعـنی ایـن !!! آرشيو پيوندهاي روزانه |
آمار بازديدکنندگان
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:
|
RSS
|