كاش مي شد سكوت غريبانه نيلوفرهاي اسير مرداب را معنا كرد !!
atena
|
|
![]() |
![]() |
|
| ** تا توبیایی در حوالی سکوت پرسه می زنم ** |
|
در غبار هاي به جا مانده از سکوت،
در خلوت ياس هاي پر احساس،
کنار آينه هايي از جنس باران،
هر کجا که تنهايي مي شکند ،
هر کجا که اولين فرشته خدا را صدا مي زند،
روي زمزمه گل هاي سرخ، مثل هميشه به دنبال تو مي گردم
من آن ناخوانده آوازم...
صدای زخمی سازم...
به دنبال صدایم باش ...
برای تو اگر رازم...
من آواز بیابانم ...
صدای بغض بارانم ...
بریده از نیستانم ...
غمی دارم که می خوانم ...
صدای بغض بارانم ....
مرا بشنو که می بارم بمن از من شکایت کن ...
مرا از من حکایت کن ...
از این دریای دل تنگی ...
به یک جرعه قناعت کن
اگه متن جالبي داشتيد برام بفرستيد تا با اسم خودتون تو وبلاگ بذارم
افسانه ها میگویند; ...the legends say
خوشبخترین انسان زمین را میتوان you can find the luckiest person in the word سوار بر اسبی تک شاخ با چشمانی بسته یافت riding on a unicorn with closed eyes من تو را سوار بر آن اسب دیده ام i"ve seen you on that unicorn چشمهایت را باز کن open your eyes تا باور کنی که to belive that you are بهترینی the best
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 1:42 توسط ** Atena ** |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
از دلتنگيهايم كه چون شبي بي پايان است چه بگويم؟....اي اميد من بيا و جادوي سكوت را بشكن. تو را به آواي باران قسم،با اولين طلوع خورشيد بيا !....
|
| وبلاگ دوستان |
|
هر کی عاشقه بیاد! مجتبی سکوت عاشق همیشه تنها انـگلیـسی، یـعـنی ایـن !!! آرشيو پيوندهاي روزانه |
آمار بازديدکنندگان
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:
|
RSS
|